دزخند

لغز لطیفه های جایزه دارِ دزفولی

لغز لطیفه های جایزه دارِ دزفولی

الحق و الانصاف که مردمان دزفول ، نوابغ لطیفه پردازی و نخبگان لغزخوانی اند.

در صفحات شادِ دزخند، گرد هم و برای هم رخدادهایی حقیقی را نقل می کنیم که اسناد طبع شوخ و لطیفه پردازی های نمکینِ خطه ی پرنشاط دزفول است.

نشاطی که سرچشمه اش، روح زلال مردمان این شهر و آسانگیری ایشان در گذرانِ روزگار است.

آنچه در «دزخند» خواهیم و خواهید نوشت شواهدی است گویا بر نشاط و تیزهوشی خاصِ دزفولیان در لغرپردازی و لطیفه سرایی.

در طَبَق ِ شادیهای «دزخند»، لغرهای پیشینه و پیرامونِ خود را به اشتراک می گذاریم تا زنده ماند این حقیقت که :

« خـاستـگاه لطیفه های غریـب و لغـزهای نجیبِ دزفولیــان،
نیست مگر روحیات لطیف و نبوغ عجیبشان در خَلق نشاط»

« عید 93 که بشود به سه حکایتِ پربازدیدتر، جوایز نقدی ناقابلی عیدی خواهیم داد »
و البته جایزه ی بزرگترِ شما ، همان لبخندهایی است که بر لب همشهریان خواهد نشست.

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

دوشکک (Dooshkak)

شنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۰۶ ب.ظ

دوستی می گفت در دوران راهنمایی خیلی شلوغ می کردم و پای ثابت دانش آموزان جلوی دفتر بودم.

یک روز صبح طبق معمول ناظم مدرسه اسامی دانش آموزان بی­نظمِ دیروز را خواند و اسم من هم جزء آنان بود . رفتم جلو و گفتم :

آغا بُخُدا دوشکَک مو غایُب بیدمَ  مدرسه نَه اومَمَه !

Agha bokhoda dooshkak mo ghayob bidma madresa na oomama

(آقا!  به خدا قسم ، دیروز من غایب بودم و مدرسه نیامدم !)



اما ناظم با قیافه ­ای کاملاً حق به جانب گفت :

دونُم اَما اَر تو هم دوشکـَک ویستَه بیدی پی هِنون ثَقیلی بِکوردی !

Doonom ama ar to ham dooshkak veista bidi pei henoon saghili bekordi

(می دانم اما اگر تو هم دیروز اینجا بودی همراه با اینها شیطنت می کردی !)

                                                                



با تشکر از راوی محترم : آقای آهوزاده - وبلاگ
رهسپار قدیمی


لغزهای دزفولیِ شما با نام خودتان در «دزخند» درج می شود.
به علاوه

به برترین لُغُزپردازِ سال ، مبلغ یک میلیون ریال پاداش و لوح ِ افتخارِ «لُغُزپردازِ برتر» اهداء می گردد.

نظرات  (۱)

۱۸ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۵۵ نیما از دزفول
نقل است که در یک مراسم فاتحه خونی یا روضه ، یکی از خادمین مجلس ، قلیونی را به حضار تعارف میکرد. به "حج تقی" رسید و خواست تعارف کند - یه کم هول شد وبه جای اینکه بگوید " حج تقی نَم کَشی؟" میگوید " حج کَشی نَم تَقی ؟ "
پاسخ:
سلام بر جناب آقای نیما از دزفول.

به دزخند خیلی خوش آمدید.

قدمتان به خیر !

نوشته ی کوتاه و شیرین شما حسابی در هیات معظم تحریریه ی ما موجب خنده شد.

البته یکی از اعضای هیات تحریریه روایت مشابهی شنیده بود که پس از مشورت ، با نوشته ی شما تلفیق و با

کمال تشکر ، خاطره یا (واقعه ) ی ارسالی شما  به عنوان سومین اثر دریافتی از دوستان در دزخند منتشر

شد.

باز هم بیایید. منتظریم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی