پَهلیلَه (pahlila)
شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۲۲ ب.ظ
چند سال پیش که هنوز سر و شکل رودخونه تغییر نکرده بود با رفقا رفته بودیم
رودخونه و داشتیم شنا میکردیم که چند تا توریست ژاپنی اومدن لبِ آب و ضمنِ
عکسبرداری ، لبخندزنان، از این و اون چیزهایی می پرسیدند.
توی آب بودم که یکی از بچه های محل از روی کلک ، صدام زد:
بیو بین ایان چِ بِگُوَه ؟؟
(بیا ببین این چی میگه )
bio bin ian chebgoowa ?
(بیا ببین این چی میگه )
bio bin ian chebgoowa ?
از آب بیرون اومدم که برم سمتشون اما یه آقایی رو کرد به رفیقم و گفت :
دِگَه بَزِه ایان نَجُسّی؟؟!! ایدَم دَنگِ دِرارَه ورشون آبُرومونَه بِبَرَه
(دیگه از این بهتر پیدا نکردی ؟ الان مسخره شون میکنه آبرومون رو میبره)
(دیگه از این بهتر پیدا نکردی ؟ الان مسخره شون میکنه آبرومون رو میبره)
من که بهم بر خورده بود به طرف گفتم:
خُ اُسّا خودت اَر انگلیسی بلدی پیشون قِصَه کُن.
(خب استاد خودت اگه انگلیسی بلدی باهاشون صحبت کن)
خنده ای کرد و گفت:
پدر بیامرز مو اوسون که ایتالیاییون سد دِزَه دُرُسِ کُردِن پیشون انگلیسی قصه کردمَه
پدرآمرزیده ! من اون زمانی که ایتالیایی ها سد دز رو درست کردن باهاشون انگلیسی صحبت کرده ام.
خلاصه بادی به غبغب انداخت و به خانم ژاپنیه گفت:
ایت ایز اِ کَت
( این یک غار است)

( این یک غار است)

ایت ایز اِ کَلَک
(این یک شناورِ چوبی است)
ایت ایز اِ روخونَه
( این یک رودخونه است)
آی ام اِ صیاد
( من یک صیاد هستم)
(این یک شناورِ چوبی است)
ایت ایز اِ روخونَه
( این یک رودخونه است)
آی ام اِ صیاد
( من یک صیاد هستم)
من از فرط خنده سست شدم.
خانمه هم هاج و واج نگاهش می کرد و الکی سرشو به نشانه ی تفهیم تکون میداد.
یه پیر مرد شوخ طبع که اونجا نشسته بود به خانمِ توریست گفت:
سایونارا ، خارُم ، ای رفیقمون یَ پِلتِی پَحپِیلَه
سایونارا خواهرم ! این دوستِ ما اندکی ساده لوح است.
sayoonara kharom ! ee rafeighemoon peltei pahpeila
sayoonara kharom ! ee rafeighemoon peltei pahpeila
خانم ژاپنی هم چند بار سرشو بالا و پایین کرد و گفت:
آو پَلی پَهلیلَه
آو پَلی پَهلیلَه

راوی محترم و خوش ذوق: یاسر قربانی
«دزخند» اهداء میکند:
یک میلیون ریال پاداش و لوح ِافتخارِ «لُغُزپردازِ برتر» برای مخاطبی که محبوب ترین لُغُزپرداز باشد.
آو پَلی پَهلیلَه

«دزخند» اهداء میکند:
یک میلیون ریال پاداش و لوح ِافتخارِ «لُغُزپردازِ برتر» برای مخاطبی که محبوب ترین لُغُزپرداز باشد.
سلام برار
اول بگم که حقیر 76 سالی یک بار می خندم . امشب هم توی اتاق در حال خواندن پست هایت قپی خندسُم به طوری که مار بچون وقتی صدای خنده ام رو شنید از توی هال صدا زد سید حالت خوبه َ؟ خدا حفظت کنا . اما در مورد واژه لیز باید بگویم در گویش شیرین دزفیلی دم غروب وقتی مرغها و خروسها روی چوب می خوابند اصطلاحا" میگویند رفته اند لیزه !! یا لیز گرفته اند . یا لیزشونه مَشیون. لیز همان حالت پایدار در فارسی و همان استیبل در لاتین است .